پير جمال الدين محمد اردستانى
34
شرح الكنوز و بحر الرموز ( فارسى )
و در مصباح الارواح تأكيد مىكند كه : رو به تأويل آر تا آگه شوى * تا ز آگاهى انيس شه شوى كاين وضوى صورت و صوم و صلات * هست بىشك بىحيات و بىثبات دست و دل از صورت عالم بشوى * آن زمان با مردمان اين قصه گوى « 1 » و باز در تنبيه العارفين گفته است : به دل محمد سوگند كه بلد امين است يعنى مكان امانت الهى است كه انسان يعنى محمد ، كه او انسان كامل است . . . و چون در اينطور مشغول به حق باشى و رعايت امر حق به جاى آورى در بلد امين روى آورى و مكى و مدنى شوى ، آنگاه توان گفت كه حاجى شدهاى ، و الّا تو به زيارت حجر الاسود رفتهايى و عجب نباشد كه سياهدل شده باشى . . . « 2 » « تو بدان كه قران يك معنى و نه معنى و هزار معنى بيش دارد تو يك وصف آن آموختهاى و خود را عارف مىدانى . » « 3 » او حتى به شيوهاى تازه در شرح الكنوز به تأويل داستان خواب ابراهيم ( ع ) و قربانى كردن فرزندش پرداخته و خواب ابراهيم ( ع ) را همان غفلت از خدا تأويل كرده كه واقعيت نداشته و چون برآمده از نفس او بوده موجب عمل سرخود او شده كه تصميم گرفته پسرش را قربانى كند ؛ و گوسفندى را هم كه به جاى فرزند قربانى شد ، به نفس ابراهيم ( ع ) تأويل كرده و براى اثبات گفتهاش به داستان حسين بن منصور حلاج كه هميشه نفسش به صورت سگى همراهش بوده استناد كرده است . « 4 » اما نكتهء جالب توجه اينكه او حتى به تأويل عقايد شيعه هم مىپردازد براى نمونه مصائب امام حسن ( ع ) و شهادت امام حسين ( ع ) را ناشى از استجابت دعاى پيامبر ( ع ) و على ( ع ) مىداند كه در حق دوستداران خود كردهاند ، چنان كه در شرح الكنوز بعد از ذكر آيه
--> ( 1 ) . مصباح الارواح ، صص 164 و 205 . ( 2 ) . تنبيه العارفين ، برگ 237 . ( 3 ) . همان ، برگ 258 . ( 4 ) . شرح الكنوز ، ص 216 به بعد .